«درد آدم بودن »
تقدیم به ساحت مقدس آقا علی بن موسی الرضا(ع)
السلام ای ماه، ای شمس الشموس
السلام ای شاه، ای سلطان توس
السلام ای سبط رحمت، فخر دین
السلام ای قبله گاه مومنین
بر درت، تنهای تنها آمدیم
حاصل جمعیم و منها آمدیم
عشق ما را سویتان افکنده است
در خم گیسویتان افکنده است
کفتر جلدیم ما را لانه باش
ما غریبان را پناه و خانه باش
روسیاهم من ولی لطف از شماست
حاجب و دربان این در باصفاست
پس مگو ما را بر این در بار نیست
«بر کریمان کارها دشوار نیست»
پر گناه اما پشیمان آمدیم
بر در شاه کریمان آمدیم
خوش بحال آنکه مهمان شماست
ریزه خوار سفره و خوان شماست
آمدیم آقا که مهمانت شویم
تا گدای کوی و ایوانت شویم
کاش ما هم یک کبوتر می شدیم
ساکن صحن منور می شدیم
صبح با نقاره بر می خاستیم
پرچم سبز تو می افراشتیم
با ملائک باز یاهو می زدیم
صحن و ایوان تو جارو می زدیم
تا گدای آستانت می شدیم
فرش پای زائرانت می شدیم
در میان صحن ها پر می زدیم
چون غلامان حلقه بر در می زدیم
از طبیب خود دوا می خواستیم
بهر درد خود شفا می خواستیم
درد ما درد مدام نسل هاست
میوه ی تلخ تمام فصل هاست
درد ما یک لحظه آدم بودن است
راه مردان خدا پیمودن است
روز و شب ما در پی نان گشته ایم
از خدای خود گریزان گشته ایم
چون درختان، لیک ما را سایه نیست
کس به فکر مشکل همسایه نیست
مهربانی، دوستی کمرنگ شد
دل درون سینه هامان سنگ شد
فکر بطلان دقایق نیستیم
شیعه ایم اما که لایق نیستیم
شهر پر مرد است اما مرد کو؟
درد بسیار است صاحب درد کو؟
رونق بازارمان رنگ و ریا
بت پرستی در حریم کبریا
بت پرستی، بت تراشی کارمان
خون مردم جمع در انبارمان
بر در سلطان گدایی می کنیم
با خدای خود خدایی می کنیم
حق و باطل را به هم آمیختیم
زهر را در جام مردم ریختیم
یا رضا از اصل خود دوریم ما
ساکن شب های بی نوریم ما
اصل ما مهر است و پاکی و صفا
پاکبازی، رادمردی و وفا
یا رضا لطفی که تا آدم شویم
اشرف مخلوق در عالم شویم
می خواهیم در کنار هم باشیم به هر بهانه ای!