روز پدر رسیده و او رفته از برم

ای وای من دوباره شده خاک بر سرم

 

مادر که رفت دل بسپردیم بر پدر

حالا پدر چو رفت دل خود کجا برم

 

عید است و خلق در پی جشن و سرور و عیش

من مانده ام دوباره و حال مکّدرم

 

چشم انتظار تا تو بیایی پدر هنوز

فردا رسید و منتظر روز دیگرم

 

فصل بهار حال و هوای چمن خوش است

بابا که نیست، نیست هوایی در این سرم

 

هر روز جای خالی تو می کشد مرا

بر خاک پاک کوی تو چون حلقه بر درم

 

ای ماه من بتاب به شب های بی کسی

بگذار تا سروده شود بیت آخرم

 

خوش آمدی به خلوت "تنها"یی ام پدر

یک شعر ناب هدیه نمودی به دفترم

 

https://telegram.me/mgholipoor